
مثل گلهای ترکخوردهی کاشی شدهامبعد تو پیر که نه، من متلاشی شدهام. نوشته شده توسط تنها در یکشنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 8:31 موضوع | لینک ثابت بخوانید...
ادامه مطلب
پای دلتنگی من گر به خیابان برسدکارِ این شهر به یکباره به پایان برسدبسته راه نفسم را غمی از جنس سکوتکارِ این بغض بعید است به باران برسدخبر از دوست اگر نیست خوشا قاصد مرگپشت در منتظرم این برسد... آن برسدنرسیدم به لبان تو، فقط جان کندماندکی مانده که بی تو به لبم جان برسدبه سر موی تو دل بستم و باور کردمرسمِ دنیاست پریشان به پریشان برسدمیشود معجزه ای آخرِ هر قصه ی خوشکاش پایانَ غزل، درد به درمان برسد...بیاد خزان نوشته شده توسط تنها در دوشنبه دوم آبان ۱۴۰۱ ساعت 12:51 موضوع | لینک ثابت بخوانید...
ادامه مطلب
دل من میگرید باز آرام'>آرامآرامدل من میگرید باز آرامآرامقطره اشک که از چشمه دل میباردجلوی دید مرا میگیردمن به تکرار به خود میگویممن به تکرار به خود میگویمکه چه زود و چه حیفمن گذشتم و به سر شور هنوزمن گذشتم و به دل حسرت و عشقهمچو یک خواب دلانگیز سحرهمچو رگباری در تابستانیا چو طوفان به کویرهمچو یک صاعقه در یک شب تاریا چو خطی بر خاکیا چو جای پایی بر لب آبمن گذشتم و به سر شور هنوزمن گذشتم و به دل حسرت و عشقدل من میگرید باز آرامآرامدل من میگرید باز آرامآرامخزانخزان نوشته شده توسط تنها در جمعه نهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 7:11 موضوع | لینک ثابت بخوانید...
ادامه مطلب
شايد اون جوري که بايد قدرتو من ندونستمحرفايي بود توي قلبم من نگفتم نتونستممن به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومهنقشه اون چشماي معصوم لحظه لحظه روبه رومهنيومد روي زبونم که بگم بي تو چي هستمکه بگم ديوونت...
ادامه مطلب
من برم هیشکی تنها نمیشه بغض ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی آب م...
ادامه مطلب
مـــن.. عــاشـــق نــيــســـتـــم..فقط گاهي حرف تو كه ميشود.. دلــم مــثــل ايــنــكــه تــب كــنـــد....گرم و سرد ميشود.. آب مــيــشـــود... تــنـــگ مــيـشــود.. ايــن عــشـــق نــيســـت.. هـــــســـــــت ؟؟؟؟ نوشته شده توسط تنها در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ ساعت 16:51 موضوع | لینک ثابت ...
ادامه مطلب
لحظه هارو با تو بودندر نگاه تو شکفتنحس عشق رو در تو دیدنمثل رویای تو خوابهبا تو رفتنبا تو موندنمثل قصه تورو خوندنتا همیشه تورو خواستنمثل تشنگی آبهاگه چشمات من رو می خواستتو نگاه تو میمردماگه دستات مال من بودجون به دستات می سپردماگه اسمم رو می خوندیدیگه از یاد نمی بردماگه با من تو می موندیهمه دنیارو ...
ادامه مطلب
خدايا سرده اين پايين از اون بالا تماشا کن... اگه ميشه فقط گاهي خودت قلب منو"ها"کن خدايا سرده اين پايين ببين دستامو مي لرزه ديگه حتي همه دنيا به اين دوري نمي ارزه تو اون بالا من اين پايين دوتايي مون چرا تنها ؟ اگه ليلا دلش گيره بگو مجنون چرا تنها؟!! بگو گاهي که دلتنگم ازاون بالا تو مي بيني بگو گاهي که غمگينم تو هم دلتنگ و غمگيني خدايا...من دلم قرصه!! کسي غير از تو با من نيست ...
ادامه مطلب
توی یک دیوار سنگی دوتا پنجره اسیرندوتا خسته دوتا تنها یکیشون تو یکیشون مندیوار از سنگ سیاهه سنگ سردو سخت خارازده قفل بی صدایی به لبای خسته ی مانمی تونیم که بجنبیم زیر سنگینی دیوارهمه ی عشق منو تو قصه است قصه ی دیدارهمیشه فاصله بوده بین دستای منو توبا همین تلخی گذشته شب و روزای منو توراه دوری بین ما نیست اما باز اینم زیادهتنها پیوند منو تو دست مهربون بادهما باید اسیر بمونیم زنده هستیم تا اسیریمواسه ما رهایی مرگه تا رها بشیم میمیریمکاشکی این دیوار خرابشه منو تو باهم بمیریمتوی یک دنیای دیگه دستای همو بگیریمشاید اونجا توی دلها درد بی زاری نباشهمیون پن...
ادامه مطلب